گفت خداوند جهان آفرین
بنده من لا ... الکافرین
قوم به حج رفته بالانشین
لکه ننگید به دامان دین
پشت به آداب خدا کرده اید
این چه دکانیست که وا کرده اید
دین که متاع سر بازار نیست
سیم و زر و درهم و دیتار نیست
دین را با دنیا تعیین کنید
این چه مزاحیست که با دین کنید
رشوه مگر ناقض آیات نیست
نفی احادیث و روایات نیست
در نظر صائب اهل یقین
عین ... آمده نفس است دین
نفس اگر میل حکومت کند
حتی با عقل خصومت کند
دین ز کف عقل برون می شود
فرق علی غرق به خون می شود
های ی ی ی مگر صاحب دین مرده است
حافظ قرآن مبین مرده است
میرسد از راه سواری عرب
صاحب آزاده تیغ دو لب
میرسد از راه سواری غریب
نصر من الله و فتح قریب
صاعقه بر گرده طوفان سوار
بر کف او شعشعه ذوالفقار
مرحوم آقاسی
نظرات شما عزیزان: